حتماً اشانتیونی که در کنار محصولات مختلف قرار می‌گیرد را دیده‌اید. محصولی کوچک مشابه کالای اصلی که تمام ویژگی‌های آن را دارد و بیشترین تفاوت در حجم بسته است.

این بسته‌بندی کوچک از محصول، قرار است معرف خوبی باشد برای کسانی باشد که به دنبال تهیه این کالا هستند.

نوشتن مرور کتاب هم عملکردی مشابه همین اشانتیون را دارد. شما مرور کتاب را می‌نویسید و مانند این است که محتوایی بسیار کوچک‌تر را در کنار کتاب اصلی عرضه می‌کنید تا معرف خوبی برای تهیۀ کتاب باشد.

نوشتن مرور کتاب مهم است چون اگر به روند خرید یک کتاب دقت کنید می‌بینید که خواندن مرور کتاب، از اولین مراحل تهیۀ کتاب است.

کسی که تصمیم به خرید کتابی دارد، یکی از کارهای روتینی که انجام می‌دهد این است که عنوان کتاب را در اینترنت جستجو کند تا مروری دربارۀ آن بخواند و طبق محتوای کلی این مرور تصمیم به خرید بگیرد.

درواقع این فرد با هدف آشنایی با محتوای کتاب است که به سراغ خواندن مرور می‌رود.

حالا نقش مهم یک مرور نویس را بهتر می‌توان تصور کرد:

نویسنده‌ای ماه‌ها و یا سال‌ها برای نوشتن کتابی زمان گذاشته و آن را به بازار عرضه کرده است. برای اینکه این کتاب به دست مشتری رسد و یا احتمالاً در کتابخانه‌ای خاک بخورد، به واسطه‌های مختلفی نیاز دارد. یکی از این واسطه‌ها، معرفی‌هایی هستند که در قالب‌های مختلف عرضه می‌شوند؛ از جمله این معرفی‌ها، نوشتن مرور کتاب است.

نوشتن مرور کتاب روی شانس فروش آن تأثیر بسزایی دارد پس کسی که می‌خواهد مرور بنویسد باید کاملاً بر این مسئله واقف باشد که بر سرنوشت کلی کتاب مؤثر است.

با این مقدمه به سراغ نحوۀ نوشتن مرور کتاب می‌رویم و تفاوت آن را با نقد بررسی می‌کنیم. این بررسی و راهکارها را از نگاه برد هوپر بررسی می‌کنیم.

 

نکات مهم در نوشتن مرور کتاب

·       ما در نوشتن مرور انشا نمی‌نویسیم

کسی که مرور کتاب می‌نویسد، باید با اصول نویسندگی آشنا باشد، لازم است مرور کتاب‌های مختلف را خوانده باشد و بداند که خواننده در مرورخوانی به دنبال چه می‌گردد و مطابق با نیاز او بنویسد.

متن مرور کتاب باید به‌اندازۀ خود کتاب جذاب باشد چون مرور نوشتن صرفاً دادن یک گزارش خشک‌وخالی نیست. کسی که مرور کتاب می‌نویسد، حتی می‌تواند به‌واسطۀ سبک و سیاقی که در مرور نویسی به کار می‌گیرد، برای خود اعتباری به دست بیاورد.

مرور یک کتاب را به صدها شیوۀ مختلف می‌توان نوشت اما تنها تعداد انگشت‌شماری از این مرورها هستند که موردتوجه قرار می‌گیرند و خواندنی هستند.

 

·       در نوشتن مرور لازم است به دو نکتۀ مهم توجه شود:

۱٫      کتاب در مورد چه چیزی است؟

۲٫    محتوای کتاب تا چه اندازه خوب است؟

سؤالی که اینجا پیش می‌آید این است که آیا امکان دارد کسی که مرور می‌نویسد بتواند کاملاً بی‌طرفانه برخورد کند و متن نوشته شده عاری از قضاوت‌ها و سلایق شخصی او باشد؟

مسلماً نه؛ و این نکتۀ مهمی است هم برای خوانندگان مرور کتاب و هم برای نویسنده.

نویسنده‌ای که مرور کتابی را می‌نویسد خواه‌ناخواه نظرات و دلایل شخصی خود را وارد متن می‌کند خصوصاً در مورد دوم که قرار است در مورد میزان خوب بودن محتوای کتاب نظر بدهد، این نظر با سلایق، دیدگاه‌ها و ترجیحات شخصی او آمیخته است.

 

·       در نوشتن مرور به جملات ابتدایی آن باید توجه ویژه شود

اگر قرار بود مرور کتاب را برای خودمان بنویسیم و نگه داریم، فقط کافی بود که به موارد مهم اشاره کنیم تا نمایی کلی از کتاب داشته باشیم و در مراجعات بعدی زمان کمتری برای یادآوری محتوای کتاب صرف کنیم؛ اما مروری که برای خوانده شدن توسط دیگران نوشته می‌شود باید جذاب، خواندنی و سرگرم‌کننده باشد. ازاین‌رو بهتر است به اصول درست‌نویسی و زیبانویسی توجه شود. یکی از این اصول این است که محتوای تولید شده شروع جذابی داشته باشد.

بهتر است برای شروع مرور به یکی از جالب‌ترین یا مهم‌ترین بخش‌های کتاب اشاره شود و یا اگر نکته‌ای قابل‌تأمل در مورد نویسنده و یا فضایی که کتاب در آن نوشته شده وجود دارد، در ابتدای متن به آن پرداخته شود تا احتمال خوانده شدن محتوای مرور به‌واسطۀ این شروع خوب، هر چه بیشتر شود.

 

·       یک مرور خوب زنده و محسوس است

قرار نیست از سر وظیفه مروری نوشته شود که اگر چنین باشد درنهایت با لحنی روزنامه‌وار و خشک و بی‌روح مواجه خواهیم بود. بهتر است خواندن مرور لذت‌بخش باشد تا در کنار معرفی خوبی که از کتاب ارائه می‌شود، نویسندۀ مرور هم موردتوجه قرار بگیرد.

ضمن اینکه نوشتن چنین محتوایی برای خود نویسنده هم صدالبته جذاب‌تر خواهد بود و احتمال ادامه دادن کار را در ابعاد وسیع‌تر برایش مهیا خواهد کرد.

 

  • مرور نویس نباید فقط به تعریف و تمجید از کتاب بسنده کند

مهم‌ترین نکته در نوشتن مرور این است که مرور نویس تلاش کند تا نقشۀ کلی کتاب را به خواننده نشان بدهد و به او بگوید که چه چیزی در انتظارش است.

البته برای نشان دادن این نقشۀ کلی نباید اصل محتوا لو برود و لازم است مرور در حد معرفی جامع و کلی دربارۀ کتاب باقی بماند بدون اینکه لذت خواندن و کشف محتوای کتاب را از بین ببرد.

ازاین‌رو صرف تعریف کردن از محتوای کتاب، نشان دادن کلیت آن و راهنمای درستی برای تهیۀ کتاب نمی‌تواند باشد.

 

 

برخی از مواردی که در نوشتن مرور کتاب می‌توان به آن‌ها پرداخت

·         مقدمه‌ای دربارۀ نویسندۀ کتاب و همچنین اشاره به آثار دیگر نویسنده در زمینۀ مشابه با کتاب حاضر یا آثاری از دنیای متفاوت با محتوای کتاب فعلی.

·         مواردی که خواندن کتاب را لذت‌بخش می‌کند یا باعث یادگیری عمیق و اثربخش می‌شود.

·         اشاره به کتاب قبلی نویسنده و پیشرفتی که کتاب حاضر نسبت به آن دارد و زاویۀ متفاوتی که نویسنده برای دیدن مسائل پیش گرفته است.

·         اشاره به مضامین برجستۀ کتاب.

·         چقدر کتاب آموزنده، خوش نوشت، جذاب و ساختاریافته است.

·         اشاره به کیفیت ترجمه یا ترجمه‌هایی که در بازار وجود دارد و قیاس آن‌ها باهم می‌تواند به انتخاب خواننده کمک شایانی کند.

·         مخاطبی که از این کتاب لذت بیشتری می‌برد چه ویژگی‌هایی دارد و به کدام خواسته‌اش می‌تواند بهتر دست پیدا کند.

·         ویژگی شخصیتی یا نوع نگاه خاص نویسنده یا سبک و سیاقی که برای نوشتن کتاب پیش گرفته است و بیان آن می‌تواند مهم، جذاب و لازم باشد.

·         اشاره به میزان دقت محتوایی ازنظر علمی بودن یا هر ویژگی دیگری که کیفیت کتاب‌های هم‌رده با آن را به کمک این ویژگی می‌سنجند.

 

مراحل نوشتن مرور کتاب

یک قلاب ذهنی ایجاد کنید

شما مرور را برای خواندن می‌نویسید. همین‌طور برای کمک به مخاطب تا به‌راحتی با محتوای کتاب آشنا شود. ازاین‌رو لازم است در قدم اول، کاری کنید تا محتوای مرور خواندنی شود.

پس با یک قلاب شروع کنید؛ یعنی در شروع نوشتن مرور، به موضوعی اشاره کنید که ذهن مخاطب را درگیر کند و به‌جای اینکه سرسری از مطلبی که نوشته‌اید عبور کند، آن را با دقت و لذت بیشتری بخواند.

در جملۀ ابتدایی از حقیقتی قانع‌کننده، تحریک‌کنندۀ ذهنی و کنجکاوی برانگیز بنویسید.

حداقل پنجاه‌درصد انرژی خود را برای نوشتن مرور، به نوشتن جملۀ ابتدایی آن اختصاص بدهید چراکه این جمله تا حد زیادی سرنوشت بقیۀ متن را تعیین می‌کند. اگر این جمله مثل یک قلاب عمل کند و ذهن مخاطب را درگیر کند، شما برای نوشتن بقیۀ مرور با دست بازتری می‌توانید عمل کنید.

 

به اطلاعات مهم کتاب اشاره کنید

چه چیزی لازم است که مخاطب دربارۀ این کتاب بداند؟

خودتان را جای مخاطبی بگذارید که در کتاب‌فروشی مشغول بررسی کتاب است. ببینید چه اطلاعاتی دربارۀ کتاب داشته باشد می‌تواند انتخاب بهتری را تجربه کند؟

این اطلاعات صرفاً به محتوای داخل کتاب مربوط نمی‌شود. به این فکر کنید که محتوای این کتاب با چه کتاب‌های دیگری در ارتباط است؟ ببینید در چه گروهی از کتاب‌ها می‌تواند قرار بگیرد و موردپسند کدام دسته از مخاطبان است؟

 از طرفی توجه داشته باشید وقتی به اطلاعات کتاب اشاره می‌کنید، قرار است کلیتی از کتاب را در اختیار خواننده قرار بدهید تا برای خواندن ادامۀ کتاب مشتاق شود نه اینکه احساس کند با خواندن مرور کتاب، به آنچه دربارۀ کتاب می‌خواسته دست یافته و دیگر دلیل یا اشتیاقی برای خواندن محتوای کتاب نداشته باشد.

 

طرحی برای خلاصه کتاب بنویسید

برای نوشتن یک مرور خوب، لازم است تسلط کافی روی محتوای کتاب داشته باشید. پس علاوه بر اینکه باید کتاب را خوب بخوانید، لازم است کلیت آن را خوب درک کرده باشید.

برای نوشتن یک مرور خوب بدانید نقشۀ ذهنی نویسنده چه بوده و بر جزئیات کتاب اشراف کافی داشته باشید.

پس اگر کتابی را به‌قصد نوشتن مرور می‌خوانید، بهتر است در حین خواندن نکته برداری کنید، قسمت‌های مهمی را که می‌توانید در مرور به آن‌ها اشاره کنید مشخص کنید و البته بعد از اینکه کتاب را کامل خواندید، بهتر است نقشۀ ذهنی کتاب را برای خودتان ترسیم کنید.

در نقشۀ ذهنی کتاب مشخص کنید محتوای کتاب از کجا شروع شد و به کجا ختم شد و دراین‌بین، مهم‌ترین موضوعاتی که مشخص شد چه بودند؟ این موضوعات را به‌صورت کلیدواژه یادداشت کنید و مسیر رسیدن از ابتدا تا انتهای کتاب را به‌روشنی ترسیم کنید.

اگر به محتوای کتاب اشراف داشته باشید، شانس بیشتری برای نوشتن یک مرور خواندنی دارید. ضمن اینکه می‌دانید حد مناسب برای بیان اطلاعات و همین‌طور حجم محتوای خوب چقدر باشد بهتر است.

 

تحسین و نقد خود را بنویسید

نوشتن نقد نمی‌تواند عاری ازنظر شخصی نویسنده‌اش باشد خصوصاً وقتی می‌خواهید در مورد خوب و بد کتاب نظر بدهید.

پس نکته‌ای که لازم است به آن توجه کنید این است که اگر نظر مثبت یا منفی خود را دربارۀ کتاب ابراز می‌کنید، دلیل آن را هم شفاف توضیح دهید. خواننده حق دارد بداند که برداشت شما از کتاب چه بوده است و به چه دلایلی آن را دوست داشته‌اید یا برعکس، به چه دلیلی کتاب نتوانسته انتظارات شما را به خوبی برآورده کند.

برای اینکه نظر جامع‌تری ارائه دهید، می‌توانید به کتاب‌های دیگری که در این حوزه وجود دارند اشاره کنید و به کمک محتوای خوب یا بد دیگری که وجود دارد، میزان محبوبیت این کتاب را توضیح بدهید.

 

اگر توصیه‌ای برای بهتر خواندن کتاب دارید ذکر کنید

حرف‌های خود را جمع‌بندی کنید و به‌عنوان یک نتیجه‌گیری جامع به خواننده بگویید که به نظر شخص شما، این کتاب چطور خوانده شود بهتر است؟ درواقع تجربیات شخصی خود را از خواندن این کتاب در اختیار مخاطب قرار بدهید طوری که خواننده بتواند لذت بیشتری را از خواندن کتاب تجربه کند و درنهایت هم دستاوردهای بیشتری از محتوای کتاب داشته باشد.

 

 

مزیت‌های مرور نویسی

مرور نویسی تمرین خوبی برای یادگیری اثربخش است

شما قرار است به‌عنوان‌مثال متن یک کتاب ۳۰۰ صفحه‌ای را در کمتر از ۱۰۰۰ کلمه بیان کنید. این هزار کلمه هم قرار است چکیده‌ای از مهم‌ترین مطالب کتاب باشد و همان‌طور که بیان شد، قرار است نگاهی کلی و جامع به محتوای کتاب داشته باشید.

به‌این‌ترتیب برای نوشتن یک مرور خوب نیاز است که دقیق و وسواس گونه بخوانید، از خواندن قسمت‌های مهم کتاب غافل نشوید و تا حد امکان محتوای کتاب را درک کنید تا بتوانید درباره‌اش برای بقیه توضیح بدهید.

نوشتن مرور کتاب یکی از بهترین راه‌ها برای یادگیری اثربخش از کتاب است. شما تجربۀ مفصل خود را از یک کتاب در قالب چند جملۀ محدود و کوتاه می‌نویسید تا توضیحی جامع به مخاطب خود ارائه دهید.

دقت در خواندن، تلاش برای انتقال هر چه بهتر محتوا به مخاطب، توضیح دربارۀ مهم‌ترین بخش‌های کتاب و اشاره به کتاب به‌نحوی‌که شامل قسمت‌های کلیدی باشد، از مهم‌ترین مواردی هستند که به شما کمک می‌کنند تا یادگیری را به شکل اثربخش تجربه کنید.

 

مرورنویسی تمرین خوبی برای نویسندگی است

اگر دغدغۀ بهتر نوشتن دارید و می‌خواهید تمرین خوبی برای نویسندگی انجام دهید، می‌توانید به مرورنویسی به عنوان راهی اثربخش فکر کنید.

نوشتن مرور کتاب به شما کمک می‌کند تا ذهن خود را نظم بدهید، بهتر و بیشتر یاد بگیرید و با گذشت زمان و به‌واسطۀ نوشتن مرور چندین و چند کتاب مختلف، عضلات فکری خود را برای نوشتن تقویت می‌کنید.

هر بار که تلاش می‌کنید تا مرور خوبی برای یک کتاب بنویسید، یک‌قدم به پیدا کردن سبک مناسب خود در نویسندگی نزدیک‌تر خواهید شد.

ازآنجایی‌که بهتر است لحن مرور به لحن کتاب نزدیک باشد، با نوشتن هر مرور، تجربه‌ای متفاوت از نوشتن را خواهید داشت و ازاین‌بین، سبکی که با آن ارتباط بهتری برقرار می‌کنید را پیدا می‌کنید و با گذشت زمان نوشتن در آن زمینه را برای خود مفرح‌تر می‌کنید.

 

 

با مرور نویسی حس زیبایی‌شناسی خود را تقویت می‌کنید

سلیقۀ شخصی شما در نوشتن مرور کتاب سایه می‌اندازد. ازاین‌رو وقتی در تلاش هستید تا کتاب‌های مختلف را بخوانید و به قسمت‌های برجسته، خوب و مهم کتاب اشاره کنید، به‌موازات این تلاش حس زیبایی‌شناسی را در خود پرورش می‌دهید.

دقت در بررسی قسمت‌های مهم کتاب به شما کمک می‌کند تا قدرت بیشتری برای تشخیص محتوای خوب از بد پیدا کنید و با خواندن و نوشتن دربارۀ این قسمت‌ها، حس زیبایی‌شناسی را در خود تقویت خواهید کرد.

 

با مرور نویسی محتوای بسیاری از کتاب‌ها را با دقت به یاد می‌سپارید

مشکل بسیاری از کتاب‌خوان‌ها، حتی کسانی که به شکل مداوم کتاب می‌خوانند این است که حجم زیادی از کتاب‌های خوانده‌شده را از یاد می‌برند.

فراموشی محتوای کتاب‌ها فقط به بی‌دقتی در خواندن برنمی‌گردد. همین‌طور همیشه مشکل از حافظۀ ضعیف نیست. در بسیاری از مواقع ما کتاب‌ها را فراموش می‌کنیم چون با رعایت اصول و قواعد درستی کتاب نمی‌خوانیم و همین‌طور جمع‌بندی خوبی از محتوای خوانده‌شده در ذهن نداریم.

مرور نویسی به ما کمک می‌کند تا جمع‌بندی خوبی از محتوای کتاب داشته باشیم و همین خلاصه کردن و بیان جامع کتاب در قالب محتوایی محدود، در به خاطر سپردن کتاب نقشی کلیدی دارد.

وقتی به‌دقت می‌خوانیم، با دقت نت‌برداری می‌کنیم و درنهایت هم همه مطالب کتاب را در قالب نقشه راهی مشخص و شفاف به‌صورت مرور می‌نویسیم، شانس بیشتری برای به یاد سپردن محتوای کتاب خواهیم داشت.

 

در مرورنویسی می‌توانید سبک و سیاق خودتان را داشته باشید و خواندن مرور را به‌اندازۀ خود کتاب لذت‌بخش کنید.

مرور نوشتن تنها به گفتن از کلیات کتاب و ارائۀ محتوایی که برای مخاطب ارزشمند باشد محدود نمی‌شود و همان‌طور که گفته شد، مرور نویسی تمرین خوبی برای نوشتن است.

شما با نوشتن مرور برای کتاب‌های مختلف، کم‌کم سبک و سیاق خود را برای نوشتن پیدا می‌کنید و یاد می‌گیرید که چطور متنی خوانا در وصف یک کتاب خواندنی بنویسید.

وقتی برای یک کتاب خوب مرور می‌نویسیم، زیربنای لازم برای شکل دادن به محتوایی خوب را در اختیار داریم. تلاش برای هر چه بهتر نوشتن محتوای مرور، عضلات نویسندگی ما را تقویت می‌کند. خصوصاً وقتی تلاش می‌کنیم مرور به انداز/ل کتاب اصلی خوانا و جذاب باشد.

 

 

تفاوت مرور نوشتن با نقد کردن کتاب

فرض کنید دو نفر قرار است یک ساختمان را نقاشی کنند. به آن‌ها اجازه داده شده تا از هر قسمتی از این ساختمان طرح خود را بکشند و ارائه دهند. نتیجه‌ای که این دو طراح درنهایت آماده کرده‌اند کاملاً متفاوت از هم است:

طراح اول، پلان ساختمان را کشیده است. گویی با هواپیمایی بالای ساختمان ایستاده و کلیت آن را نقاشی کرده است. به همین دلیل نه‌تنها دیدی کلی به فضای ساختمان به ما می‌دهد که اجازه می‌دهد نیم‌نگاهی هم به ساختمان‌های اطراف داشته باشیم و بتوانیم خصوصیات این ساختمان را با دیگر ساختمان‌های مجاور مقایسه کنیم.

اما طراح دوم، طرحی جزئی از ساختمان را کشیده است. در یکی از طرح‌هایش فقط به راه‌پله‌ها اشاره کرده و این‌قدر دقیق و ریز کشیده است که می‌شود حتی انحراف پله‌ای را تشخیص داد و در قسمتی دیگر نمایی از آشپزخانه را ترسیم کرده است و آن را با جزئیات تمان به ما نشان می‌دهد.

تفاوت مرور نویس با کسی که وظیفۀ نقد کتاب را به عهده دارد هم مشابه این موضوع است.

مرورنویس نمایی کلی از کتاب را به ما ارائه می‌دهد و مانند طراحی که پلان ساختمان را نقاشی کرده است بر فراز کتاب می‌رود و دربارۀ کلیت  آن اطلاعاتی به ما ارائه می‌دهد.

اینکه موقعیت کتاب چگونه است، در قیاس با کتاب‌های دیگر در چه موضعی قرار دارد و اینکه اصلاً جنس و رنگ و بوی ساختمان کلی کتاب چگونه است.

اما برای نقد کتاب، عموماً به روش طراح دوم متوسل می‌شوند یعنی به یک قسمت جزئی از ساختمان توجه ویژه دارند و آن را ذره‌بینی کنکاش می‌کنند. این نگاه سنجیده و دقیق به کتاب، مسلماً می‌تواند ضعف‌هایی را که کتاب دارد با رنگی پررنگ‌تر به خواننده نشان بدهد.

درواقع مرور نویس بیشتر معرف است و قصد دارد تا کتابی تازه چاپ‌شده را به بازار کتاب‌خوان‌ها معرفی کند؛ درحالی‌که عموماً نقد را برای کتابی می‌نویسند که قبلاً مخاطب آن را خواننده است و حالا می‌خواهد به ریز و جزئیات آنچه خوانده از نگاه تخصصی پی ببرد.

درواقع کار مرور نویس ارائۀ مشاوره است و با محتوایی که تولید می‌کند انتخاب کتاب را برای مخاطب ساده‌تر می‌کند و راهنمایی قبل از خرید به او ارائه می‌دهد.

 

 

چک‌لیست برای نوشتن مرور کتاب

۲۶ موردی که در نوشتن مرور کتاب بهتر است به آن‌ها توجه شود:

  1. کتاب در مورد چیست؟

  2. کتاب در چه گروهی از انواع موضوعات جای می‌گیرد؟

  3. نویسندۀ کتاب چه کسی است؟

  4. آثار دیگر نویسنده چه چیزهایی هستند؟

  5. این اثر در قیاس با آثار دیگر نویسنده در چه جایگاهی قرار دارد؟

  6. کتاب‌هایی با محتوای مشابه در بازار کدم‌اند؟

  7. این اثر در قیاس با کتاب‌های دیگر بازار در چه جایگاهی قرار دارد؟

  8. لحن کتاب چگونه است؟

  9. نویسنده برای نوشتن محتوای کتاب از چه سبک و سیاقی استفاده کرده است؟

  10. حجم و کیفیت محتوای کتاب چگونه است؟

  11. نقاط قوت کتاب ازنظر شما چیست؟

  12. نقاط ضعف کتاب ازنظر شما چیست؟

  13. نقشۀ کلی محتوای کتاب چگونه است؟

  14. مهم‌ترین پیام این کتاب چیست؟

  15. مخاطب این کتاب چه کسی است؟

  16. مهم‌ترین دستاورد کتاب برای مخاطب چیست؟

  17. این کتاب در چه شرایطی نوشته شده است و سایۀ چه موضوعاتی بر آن وجود دارد؟

  18. نویسنده از چه منابعی برای شکل‌دهی به محتوای کتاب استفاده کرده است؟

  19. در چه شرایط می‌توان این کتاب را بهتر خواند و بیشتر از آن نتیجه گرفت؟

  20. دقت محتوایی تا چه حد است؟

  21. این کتاب تا چه اندازه سرگرم‌کننده، آموزنده و مفید است؟

  22. در چه شرایطی خواننده می‌تواند استفاده بهتری از کتاب ببرد؟

  23. چطور می‌توان خلاصۀ کتاب را در حد چند جملۀ کوتاه بیان کرد؟

  24. نویسنده از چه سبک نوشتاری کمک گرفته است؟

  25. وجه تمایز این کتاب با دیگر کتاب‌های این رده چیست؟

  26. در بازار کتاب، این اثر تا چه اندازه موفق یا ناموفق است؟